یکی از برجستهترین و چشمگیرترین نکات در پیروزی ۲ بر ۱ منچستر یونایتد برابر اتلتیکو مادرید، نحوه پرس و ساختار فشار آوردن تیم بر حریف بود.
به گزارش یونایتد کلاب، در نیمفصل دوم فصل گذشته، شیاطین سرخ به دلیل ساختار پرس ناکارآمد و غیرهمگن دچار مشکلات ساختاری شدیدی شده بودند. زیرا مایکل کریک زمان کافی در پیشفصل نداشت و ناچار بود به آرایش متراکم و کمتحرک ۴-۴-۲ تکیه کند. از سوی دیگر، غیبت بازیکنان مناسب برای پیادهسازی این سیستم نیز مزید بر علت شده بود. اما در این بازی، هم از نظر تاکتیکی و هم از نظر پرسنلی و ابزار انسانی، بهبودهای چشمگیری در بدنه تیم دیده شد.
در این مقاله تحلیل تاکتیکی اختصاصی، ساختار جدید پرس مایکل کریک را در ۵ پرده بررسی میکنیم.
۱. مرحله اول پرس: تلهگذاری و آرایش ۴-۲-۴
محرک پرس (Trigger): هربار که یان اوبلاک (دروازهبان اتلتیکو مادرید) توپ را به مدافعان میانی (مانند هانکو) پاس میداد، این حرکت به عنوان نشانه اصلی و محرکِ شروع پرسِ منچستر یونایتد عمل میکرد.
آرایش اولیه: منچستر یونایتد با آرایش ۴-۴-۲ فشار را آغاز میکرد. بازیکنانی مثل لیسی (Lacy)، امبومو (Mbeumo)، دورگو (Dorgu) و آماد (Amad) همزمان، هماهنگ و با شدت بالا به سمت حریف حرکت میکردند.
ایجاد محدودیت: مدافع حریف وقتی سرعت بالای لیسی را میبیند و متوجه میشود گزینههای پاس امنش توسط ۳ بازیکن دیگر کاملا مسدود شدهاند، تنها راهکارش پاسِ ریسکی به دروازهبان یا ارسال توپهای بلند بیهدف است؛ امری که روند ساخت بازی از عقب (Build-up) اتلتیکو را کاملاً مختل میکرد.
۲. مرحله دوم پرس: سد دفاعی دوم و آرایش ۴-۲-۴ / ۴-۳-۳
دیوار دوم: اگر اتلتیکو موفق میشد با پاسهای بلندتر از لایه اول عبور کند، لایه دوم فشار بلافاصله وارد عمل میشد. سانتوس، میسون ماونت و مدافعان کناری (لوک شاو و لنی یورو) سریعاً بالا میآمدند و دیواری ۴ نفره در برابر خط هاپبک اتلتیکو تشکیل میدادند.
پوشش مدافعان میانی: مدافعان وسط یونایتد به عنوان لایه سوم دفاعی، پوشش لازم را در عمق فراهم میساختند تا فضاهای پشت سر هاپبکها ایمن بماند.
قانون ۵ ثانیه: در فضاهای هف اسپیس (Half-spaces) و کنارهها، بازیکنان یونایتد با شدت بالا و بر اساس قانون ۵ ثانیه برای بازپسگیری سریع توپ اقدام میکردند.
۳. مکانیزم ایجاد برتری عددی (+1) در منطقه فشار
نقش کلیدی لنی یورو: برای اینکه بازیکنانی مانند سانتوس و میسون ماونت بتوانند آزادانه از لوک شاو و دورگو در کنارهها پشتیبانی کنند، یک اثر دومینویی هوشمندانه لازم بود. لنی یورو با حرکت به سمت مرکز، ریسک خط دفاعی را برای ماونت و سانتوس کاهش میداد تا آنها بتوانند با خیالی راحت به منطقههای پرفشار اضافه شوند.
برتری عددی: این سوییچ تاکتیکی باعث میشد یونایتد همیشه یک بازیکن بیشتر از اتلتیکو در منطقه فشار داشته باشد (مثلاً ۳ در برابر ۲ یا ۴ در برابر ۳).
پذیرش ریسک فضای خالی: اگرچه این کار فضاهایی را در سمت دیگر زمین خالی میگذاشت، اما فرصتسوزی و جابهجایی اتلتیکو برای استفاده از این فضاها نیازمند پاسهای فوقالعاده قطری در سطح کوین دبروینه یا برونو فرناندز بود. حتی در صورت ارسال موفق چنین پاسهایی، یونایتد ۱۰ تا ۱۵ ثانیه زمان برای عقبنشینی، شیفت به طرفین و سازماندهی مجدد دفاعی در اختیار داشت.
۴. واکنش سریع کریک به تغییر سیستم سیمئونه
تغییر اتلتیکو به ۳ مدافع: دیگو سیمئونه برای فرار از پرس شدید یونایتد، با عقب فرستادن کوکه، آرایش تیمش را به ۳ مدافع مبدل کرد تا دفاع اول یونایتد را دور بزند و بازی عمودی ایجاد کند.
پاسخ مایکل کریک: کریک بلافاصله و با هوشمندی آرایش پرس را به ۴-۳-۳ تغییر داد؛ ۳ مهاجم (لیسی، امبومو و دورگو) مدافعان اتلتیکو را زیر فشار مستقیم گذاشتند و آماد عقبتر آمد تا کنار سانتوس و میسون ماونت خط دوم پرس را تشکیل دهد.
نتیجه: این تغییر تاکتیکی سریع باعث شد اتلتیکو نتواند بازیسازی کند. بازپسگیریهای مکرر توپ در مناطق خطرناک، شانسهای گلزنی متعددی برای منچستر یونایتد ایجاد کرد.
۵. نقش کلیدی سانتوس در مکمل بودن با میسون ماونت
[خط هجوم یونایتد (پرس اول)]
↓
[میسون ماونت (پویا و ریسکپذیر) + سانتوس (انضباط و پوشش عمق)]
↓
[ازادی عمل مدافعان کناری (لوک شاو / هیون) + ثبات در مرکز زمین]
همافزایی: میسون ماونت بازیکنی پرانرژی، پرسکننده و ریسکپذیر است، در حالی که سانتوس با انضباط دفاعی بالا و موقعیتشناسی عالی، مکمل کامل او در مرکز زمین محسوب میشود.
تأثیر روانی و تاکتیکی سانتوس: حضور سانتوس در مرکز زمین باعث آزاد شدن بقیه بازیکنان (مثل لوک شاو و ایدین هیون) میشود؛ زیرا آنها میدانند که سانتوس همیشه پشت سرشان را پوشش میدهد.
ارزش والای سانتوس: برخلاف کوبی مینو که تمایل زیادی به نفوذهای رو به جلو دارد، سانتوس ترجیح میدهد عقب بماند، بازی را بخواند و لایههای دفاعی را پوشش دهد؛ امتیازی حیاتی و گمشدهای که یونایتد مدتها به آن نیاز داشت.
جمعبندی
تلاش مایکل کریک برای رفع نقطه ضعف اصلی تاکتیکیاش (یعنی پرس ناکارآمد و گسسته فصل قبل) بسیار امیدوارکننده و ساختاریافته به نظر میرسد. با این حال، باید در نظر داشت که این یک بازی پیشفصل بود و اتلتیکو مادرید نیز در بازیسازی از عقب تخصص بالایی ندارد. بنابراین، عیار واقعی و عملکرد این ساختار پرس در مسابقات رسمی و سنگینتر در برابر تیمهای باکیفیتتر مشخص خواهد شد.












