تساوی ۱-۱ منچستر یونایتد مقابل پاری سن ژرمن در دیدار دوستانه پیشفصل، فارغ از نتیجهای که داشت، رونمایی از ساختار تاکتیکی و هویت جدید شیاطین سرخ تحت هدایت مایکل کریک بود.
به گزارش یونایتد کلاب، بررسی جزئیات این مسابقه نشان میدهد یونایتد به سمت یک بازی بسیار منسجم، سریع و هدفمند حرکت میکند.
۱. تغییر ساختار دفاعی به ۴-۲-۴؛ نقش کلیدی آماد دیالو و پاتریک دورگو
یکی از بارزترین نکات تاکتیکی یونایتد، تغییر آرایش تیم در زمان پرس از بالا است. ساختار درون زمین از ۴-۲-۳-۱ به ۴-۲-۴ تغییر مییابد.
.
.
پوشش نقاط آسیبپذیر: هنگام اتصال ۴ بازیکن هجومی در خط بالا، فضاهایی بین خطوط ایجاد میشود. آماد دیالو و پاتریک دورگو با نرخ کارایی و شدت بالا، این فضاهای خالی را کاور میکنند.
برتری نسبت به گزینههای دیگر: کارایی دفاعی آماد و دورگو در بازیهای بزرگ یک سر و گردن بالاتر از بازیکنانی نظیر راشفورد، امبومو یا حتی متئوس کونیا ارزیابی میشود. گل یونایتد نیز مستقیما روی توپگیری و توپربایی آماد دیالو به دست آمد.
۲. بازیسازی مستقیم مگوایر؛ سلاح پنهان یونایتد علیه پرس سنگین
در مواجهه با تیمهای بزرگ مانند PSG که با خط دفاعی بالا پرس میکنند، هری مگوایر نقش بسیار موثری در بازیسازی مستقیم ایفا کرد.
.
.
خروج از تله پرس با پاسهای طولی: مگوایر با بازی در دو پست دفاع وسط راست (نیمه اول) و دفاع وسط چپ (نیمه دوم)، بدون اتلاف وقت و با کمترین لمس توپ، پاسهای طولی و قطری ارسال کرد.
ایجاد تنوع در حملات: این سبک بازی نهتنها متکی بر بازیسازی عقب زمین از طریق دروازهبان نیست، بلکه فشار حریف را جذب کرده و بلافاصله با استفاده از تحرک عناصر هجومی (آماد، دورگو، امبومو و لیسی)، از فضا بهرهبرداری میکند.
.
.
۳. شکستن خطوط دفاعی PSG با بازی برخلاف مومنتوم
یکی از مفاهیم پیشرفتهای که در این بازی مشاهده شد، تغییر ریتم و جهت حرکت توپ و بدن بازیکنان بود.
فاکتور مکث (Pause) در بازی شی لیسی: شی لیسی با صبوری روی توپ، مدافع PSG را به یک سمت کشیده و در آخرین لحظه با تغییر جهت ناگهانی، مومنتوم حرکت بازی را تغییر میدهد. این موضوع باعث میشه کل ساختار تیمی پاریس به هم بریزد و به یکباره، یک سمت زمین خود را در قُرُق یونایتدیها ببینند!
نقش یوری تیلمانس و سانتوس: ورود تیلمانس در نیمه دوم و استفاده از پاسهای بیرونی و همچنین بازیهای ترکیبی سانتوس باعث شد یونایتد به راحتی از کانالهای متراکم حریف عبور کند.
۴. نفوذ موج دوم مدافعان کناری
در سبکهای سنتی، نگه داشتن مدافعان حریف با حضور ثابت وینگرها در عریضترین نقاط زمین انجام میشد. اما مایکل کریک روش متفاوتی را به کار گرفته است:
خالی گذاشتن فضا و ورود با سرعت: وینگرها فضا را برای اضافه شدن مدافعان کناری خالی میکنند.
نقش شاو، مزراوی و دالو: مدافعان کناری یونایتد (مانند لوک شاو و دیوگو دالو) از ابتدا در فضا مستقر نمیشوند، بلکه با زمانبندی دقیق از عقب اضافه شده و با مومنتوم بالا عرض هجومی را تامین میکنند.
نتیجهگیری و درخواست تحلیلی از مدیریت اینئوس
نمایش یونایتد مقابل قهرمان اروپا نشاندهنده یک پروژه تاکتیکی بسیار امیدوارکننده است. تیم در تمام فازها (پرس، دفاع فشرده و ساختار هجومی) بهصورت یک واحد یکپارچه عمل میکند.
برای رسیدن به بالاترین سطح ممکن، باشگاه و گروه مدیریتی اینئوس باید با خریدهای هدفمند در بازار نقلوانتقالات (بهویژه در پست مدافع چپ نفوذی و هافبک شماره ۶) کریک را پشتیبانی کنند تا این بنمایه تاکتیکی قدرتمند به حداکثر بازدهی برسد. در غیر این صورت نمیتوان انتظار موفقیت حتی در حد پارسال از کریک داشت.














