فصل ۲۰۰۹-۲۰۱۰ برای باشگاه منچستریونایتد، دورانی حیاتی و انتقالی محسوب میشد. پس از جدایی کریستیانو رونالدو و کارلوس توز، سر الکس فرگوسن با چالش بازسازی ساختار تهاجمی تیم و حفظ رقابتپذیری در بالاترین سطح فوتبال انگلیس و اروپا روبرو بود.
به گزارش یونایتد کلاب، این نوشتار به بررسی دقیق نفرات، آرایشهای تاکتیکی و استراتژیهای اتخاذ شده توسط کادر فنی شیاطین سرخ در این فصل میپردازد.
همچنین برای مشاهده تاریخچه کامل ترکیب منچستریونایتد – اسکواد تمام فصول از تأسیس تا امروز به این صفحهای که لینک شده مراجعه نمایید.
ساختار تدافعی و دروازهبان
درون دروازه، ادوین فن در سار همچنان مهرهای بیجایگزین بود، هرچند مصدومیتها باعث شد بن فاستر و توماش کوشچاک نیز فرصتهایی برای خودنمایی پیدا کنند. در خط دفاعی، زوج نمانیا ویدیچ و ریو فردیناند به عنوان صخرههای دفاعی تیم شناخته میشدند، اما به دلیل آسیبدیدگیهای متناوب فردیناند، جانی ایوانز به عنوان یک جایگزین مطمئن نقش پررنگی ایفا کرد.
در جناحین، پاتریس اورا در سمت چپ یکی از بهترین دوران فوتبال خود را سپری کرد و با نفوذهای مداوم، بار هجومی تیم را تقویت نمود. در سمت راست، گری نویل با تجربه در کنار بازیکنان جوانی نظیر رافائل داسیلوا و وس براون سیستم چرخشی فرگوسن را تکمیل میکردند.
کمربند میانی و بالهای کناری
با خروج رونالدو، آنتونیو والنسیا به عنوان جانشین مستقیم او جذب شد. والنسیا با سبک بازی مستقیم و ارسالهای دقیق خود، تفاوتهای ساختاری زیادی با رونالدو داشت. در سمت مقابل، نانی تلاش میکرد تا خلاقیت بیشتری به بازی اضافه کند، در حالی که پارک جی سونگ در بازیهای بزرگ به دلیل تواناییهای تدافعی و دوندگی بیامان، مهرهای کلیدی در برنامههای فرگوسن بود.
در مرکز میدان، پل اسکولز و مایکل کریک وظیفه بازیسازی و کنترل ریتم مسابقه را بر عهده داشتند. همچنین درن فلچر در این فصل به بلوغ تاکتیکی رسید و به عنوان یک هافبک تخریبی و دونده، نقش مهمی در قطع حملات حریفان ایفا میکرد. رایان گیگز نیز با وجود افزایش سن، در نقشهای منعطفتری در مرکز و کنارهها به کار گرفته میشد.
خط حمله و تکیه بر درخشش رونی
فصل ۲۰۰۹-۲۰۱۰ را میتوان فصل درخشش خیرهکننده وین رونی نامید. او با تغییر نقش از یک مهاجم مکمل به مهاجم نوک اصلی، توانست ۳۴ گل در تمامی رقابتها به ثمر برساند. دیمیتار برباتوف به عنوان زوج رونی، با تکنیک منحصر به فرد خود در بازیسازی از خط حمله شرکت میکرد، هرچند که انتقاداتی به نرخ گلزنی او وارد بود. مایکل اوون نیز به عنوان یک مهاجم جایگزین، لحظات ماندگاری نظیر گل پیروزیبخش در دربی منچستر را رقم زد.
تحلیل سیستمهای بازی و استراتژی تاکتیکی
سر الکس فرگوسن در این فصل عمدتاً از دو سیستم ۴-۴-2 و ۴-۵-۱ (یا ۴-۳-۳ سنتی) استفاده میکرد.
۱. سیستم ۴-۴-۲: در بازیهای خانگی و مقابل تیمهای میانه جدول، فرگوسن از این آرایش برای اعمال فشار حداکثری استفاده میکرد. در این سیستم، والنسیا و نانی عرض بازی را حفظ میکردند و رونی و برباتوف در خط حمله با هم تعامل داشتند.
۲. سیستم ۴-۵-۱: در رقابتهای اروپایی و بازیهای حساس خارج از خانه، تیم به این آرایش تغییر وضعیت میداد. در این حالت، رونی به عنوان تک مهاجم عمل میکرد و هافبکهایی نظیر پارک جی سونگ یا فلچر برای بستن فضاها به مرکز زمین متمایل میشدند تا برتری عددی ایجاد کنند.
منچستریونایتد در این فصل علیرغم ارائه بازیهای باکیفیت، با اختلافی اندک (یک امتیاز) قهرمانی لیگ برتر را به چلسی واگذار کرد و در لیگ قهرمانان اروپا نیز در مرحله یکچهارم نهایی مغلوب بایرن مونیخ شد. با این حال، قهرمانی در جام اتحادیه (Carling Cup) نشان داد که تیم همچنان در مسیر موفقیت قرار دارد.
کدام بازیکن بیشترین گل را در فصل ۲۰۰۹-۲۰۱۰ برای منچستریونایتد به ثمر رساند؟
وین رونی با ثبت ۳۴ گل در تمامی رقابتها، برترین گلزن و موثرترین بازیکن تیم در این فصل بود.
خریدهای مهم منچستریونایتد در ابتدای این فصل چه کسانی بودند؟
آنتونیو والنسیا، مایکل اوون و گابریل اوبرتان اصلیترین خریدهای تابستانی برای پر کردن جای خالی ستارگان جدا شده بودند.
دلیل اصلی ناکامی در کسب قهرمانی لیگ برتر چه بود؟
مصدومیت بدموقع وین رونی در مقطع حساس فصل و شکست خانگی مقابل چلسی از عوامل تعیینکننده در از دست رفتن جام بود.
سیستم محبوب فرگوسن در بازیهای بزرگ این فصل چه بود؟
او معمولاً از آرایش ۱-۵-۴ با تمرکز بر ضدحملات سریع و استفاده از دوندگی بالای هافبکهایی نظیر دارن فلچر و پارک جی سونگ استفاده میکرد.






