پیروزی ۳-۲ منچستریونایتد برابر آرسنال در ورزشگاه امارات، چیزی فراتر از سه امتیاز بود؛ این مسابقه بهمعنای واقعی کلمه یک کلاس درس تاکتیکی در حوزه عملگرایی (Pragmatism) و مدیریت بحران محسوب میشد. مایکل کریک با اتکا به تصمیمهای هوشمندانه و خوانش دقیق بازی، موفق شد تیمی را که بسیاری آن را قهرمان احتمالی لیگ میدانستند، در خانه خودش زمینگیر کند.
در ادامه، این پیروزی از زاویهای کاملاً فنی و در هفت محور اصلی بررسی میشود. با یونایتدکلاب همراه باشید.
۱. ساختار دفاعی؛ از ۴-۴-۲ تا بلاک پایین ۶-۲-۲
منچستریونایتد بازی را با آرایش کلاسیک ۴-۴-۲ خطی آغاز کرد، اما نکته کلیدی در انعطافپذیری این ساختار بود. تیم مایکل کریک بسته به محل توپ، بهسرعت تغییر شکل میداد.
یکی از مهمترین برنامهها، مهار بوکایو ساکا بود. آرسنال بهطور کلی تلاش میکند ساکا را در موقعیتهای یکبهیک قرار دهد. به این صورت که با عریض شدن وینگرهای آرسنال، مدافعان کناری تیم حریف مجبور شوند به سمت این وینگرها حرکت کنند. این باعث میشود بین مدافع کناری تا مدافع مرکزی حریف فضای زیادی ایجاد شود که با هجوم یکی از هافبکهای مرکزی آرسنال به این فضا، فرصت بسیار خوبی برای آرسنال فراهم شود. اما یونایتد با اجرای سیستم «دوبله کردن»، این تهدید را خنثی کرد. وینگرهای یونایتد، دورگو و آماد دیالو، بهسرعت به عقب بازمیگشتند تا در کنار مدافع کناری، ساکا را تحت فشار دونفره قرار دهند.
در فازهای دفاعی عمیق، وینگرها عملا به خط دفاع اضافه میشدند و یونایتد به بلاک پایین ۶-۲-۲ میرسید؛ ساختاری که اورلپ مدافعان کناری آرسنال مانند تیمبر را کاملا بیاثر کرد.
در این چارچوب، لوک شاو یکی از بهترین نمایشهای سالهای اخیر خود را ارائه داد و با تکلها و قطع توپهای متعدد، ساکا را مجبور به تغییر جناح کرد. در مرکز دفاع نیز هری مگوایر با دفعهای پیدرپی و تسلط کامل در نبردهای هوایی و زمینی، اجازه نداد مهاجمان آرسنال در محوطه جریمه صاحب موقعیت جدی شوند.
۲. نبرد میانه میدان؛ تلهگذاری برای زوبیمندی
یکی از نقاط عطف پیروزی یونایتد، خنثیسازی مارتین زوبیمندی بود؛ بازیکنی که ریتم و جهت حملات آرسنال را تعیین میکند. کریک از برونو فرناندز و برایان امبومو خواسته بود با پرس هدفمند و سایهبهسایه، مسیرهای پاس به زوبیمندی را ببندند.
واکنش آرتتا به این فشار، عقب کشیدن زوبیمندی و قرار دادن او بین دو مدافع میانی برای ساخت بازی سهنفره بود؛ تصمیمی که نهتنها مشکل را حل نکرد، بلکه باعث سردرگمی ساختاری آرسنال شد.
گل اول یونایتد دقیقاً نتیجه همین فشار بود؛ جایی که پرس شدید در میانه زمین، گابریل و زوبیمندی را وادار به پاسهای قابل پیشبینی و اشتباه کرد و برایان امبومو از این لحظه نهایت استفاده را برد.
نقش زوبیمندی در بازیسازی برای آرسنالیها بسیار حیاتی است. او نه تنها با بازی با توپ خود توانایی ارسال پاسهای تعیینکننده دارد بلکه سبب میشود سایر بازیکنان آرسنال فضای بیشتری در اختیار داشته باشند. بنابراین، مهار او سبب میشود آرسنالیها در بازیسازی به مشکل بخورند.
۳. فاز تهاجمی؛ فوتبال رابطهای بهجای ساختار خشک
یونایتد در فاز هجومی بهجای تکیه بر چیدمانهای منطقهای سخت، از مفاهیم فوتبال رابطهای (Relational Football) استفاده کرد. در این رویکرد، نزدیکی بازیکنان و تعاملهای کوتاه در اولویت قرار دارد.
محور اصلی این فاز، کوبی ماینو و برونو فرناندز بودند. این دو بیشترین تبادل پاس را داشتند و با نزدیک شدن به یکدیگر در فضاهای کوچک، مدافعان آرسنال را به سمت خود میکشیدند و سپس با یک پاس ناگهانی، فضا را برای سایر بازیکنان آزاد میکردند.
همچنین یونایتد با استقرار هدفمند بازیکنانی مانند دورگو و کونیا در نیمفضاها، ساختار دفاع منطقهای آرسنال را دچار فروپاشی کرد؛ فضاهایی که بین مدافع کناری و مدافع میانی آرسنال ایجاد میشد و بهخوبی مورد بهرهبرداری قرار گرفت. یعنی همان فضایی که آرسنال قصد داشت از منچستر مورد حمله قرار دهد حالا توسط شیاطین سرخ مورد حمله قرار گرفته بود. هر دو گلی که کونیا و دورگو به ثمر رساندند نتیجه همین تلاش بود.
۴. لیساندرو مارتینز؛ بازیساز پنهان از قلب دفاع
در حالی که مگوایر ستون دفاعی تیم بود، لیساندرو مارتینز نقش کلیدی یونایتد در فاز انتقال را ایفا کرد. او با پاسهای عمقی و خطشکن متعدد، بارها خط هافبک فشرده آرسنال را از جریان بازی خارج کرد.
نکته مهمتر، آرامش مارتینز تحت فشار بود. در دقایقی که آرسنال با پرس شدید سعی در بازپسگیری کنترل داشت، او با خونسردی توپ را حفظ میکرد و به تیم فرصت تنفس میداد؛ حتی در نبردهای هوایی نیز فراتر از انتظار ظاهر شد. هرچند که عملکرد دفاعی او همچنان مورد سوال قرار داشت.
۵. نگاه انتقادی؛ ۲۰ دقیقه ابتدایی و اشتباهات فردی
با وجود پیروزی، بازی یونایتد بینقص نبود. در ۲۰ دقیقه ابتدایی، تیم در پوشش عرض زمین مشکل داشت و آرسنال با باز کردن مدافعان میانی خود به کنارهها، بهراحتی از پرس اولیه عبور میکرد.
هر دو گل آرسنال نیز ریشه در اشتباهات فردی داشت. گل اول روی جایگیری نادرست مارتینز و دورگو شکل گرفت و گل دوم حاصل یک کرنر آشفته و تصمیم عجیب بنجامین ششکو بود که جایگیری او در پشت خط دروازه باعث شد که توپ را از پشت خط دروازه بیرون بکشد.
۶. مدیریت بازی؛ تعویضهای جسورانه کریک
یکی از تفاوتهای مهم کریک با مربیان پیشین، شجاعت در تصمیمگیری در لحظات حساس بود. پس از مصدومیت دورگو، او بهجای استفاده از گزینههای تدافعی برای حفظ نتیجه، بنجامین ششکو و ماتئوس کونیا را وارد زمین کرد.
حضور ششکو با فیزیک قدرتمندش، مدافعان مرکزی آرسنال را درگیر کرد. در صحنه گل سوم، دوندگی و اشغال همزمان دو مدافع توسط ششکو، فضای حیاتی لازم را برای ضربه نهایی کونیا فراهم ساخت. فرار بدون توپ ششکو بین دو مدافع آرسنال کاملا بینقص انجام شد چرا که مسیری که انتخاب کرد سبب شد هر دو مدافع آرسنال به سمت ششکو حرکت کنند. این رویکرد از سمت کریک نشان داد او بهجای کنترل افراطی، به ایجاد بستر برای نبوغ فردی بازیکنانش اعتقاد دارد.
۷. آمار و نکات کلیدی مسابقه
یونایتد موفق شد آرسنال را در جریان بازی به نرخ گل انتظاری بسیار پایینی محدود کند. این نخستین پیروزی یونایتد در امارات پس از سالها بود و همچنین یکی از معدود دفعاتی محسوب میشود که آرسنال در خانه خود سه گل دریافت میکند. بهرهوری بالای حملات یونایتد، تفاوت اصلی دو تیم را رقم زد.
جمعبندی نهایی
این پیروزی حاصل شانس نبود، بلکه نتیجه برنامه دفاعی منسجم، پرس هدفمند و شجاعت در حملات برقآسا بود. مایکل کریک نشان داد با دادن آزادی عمل به بازیکنان خلاق و نزدیک کردن آنها به یکدیگر در زمین، میتوان حتی ساختاریافتهترین خطوط دفاعی اروپا را نیز از هم گسست.
سؤال کلیدی برای آینده اما همچنان باقی است: با توجه به مالکیت پایین توپ یونایتد در این دیدار، آیا این مدل واکنشی و ضدحملهای مقابل تیمهای کوچکتر که فضاهای پشت دفاع را میبندند نیز به همان اندازه مؤثر خواهد بود یا خیر؟
آنالیزهای فنی، اخبار و بازی های منچستریونایتد را با ما دنبال کنید





