در بیانیه رسمی باشگاه تأکید شد که این تصمیم با «بیمیلی» گرفته شده، اما واقعیت این است که شکاف میان سرمربی پرتغالی و مدیران ارشد، بهویژه در حوزه اختیارات، نقلوانتقالات و مسیر فنی تیم، مدتها پیش ایجاد شده بود.
تأیید چهرههای قدیمی؛ وقتی اخراج اجتنابناپذیر میشود
در همین فضا، مایکل اوون با نگاهی واقعگرایانه از تصمیم مدیریت دفاع کرد و اخراج آموریم را قابل پیشبینی دانست. از نگاه او، سرمربی پرتغالی با انتقال اختلافات به فضای رسانهای، عملاً ابزار لازم را در اختیار باشگاه گذاشت تا به این همکاری پایان دهد؛ مسیری که پیشتر نیز در فوتبال انگلیس بارها تکرار شده است.
راهحل موقت؛ فلچر روی نیمکت، اما نه برای بلندمدت
در کوتاهمدت، دارن فلچر بهعنوان سرمربی موقت هدایت یونایتد را در دیدار مقابل برنلی بر عهده خواهد داشت. با این حال، نشانهها حاکی از آن است که مدیریت اینئوس تمایلی ندارد تا پایان فصل تنها با این گزینه پیش برود و به دنبال یک چهره موقت باتجربهتر برای عبور از ادامه فصل است.
چراغ سبز سولسشر؛ بازگشت یک چهره آشنا در زمان بحران
در میان گزینههای مطرح، نام اولهگونار سولسشر بیش از همه به چشم میخورد؛ سرمربی نروژی و محبوبی که حالا آمادگی خود را برای بازگشتی کوتاهمدت، حتی در قالب مأموریتی ششماهه اعلام کرده است. گزارشها نشان میدهد مدیران باشگاه کاملاً از تمایل جدی سولسشر آگاهاند و این گزینه را بهعنوان راهکاری عملی برای ایجاد ثبات بررسی میکنند.
سولسشر که پس از جدایی از بشیکتاش بدون تیم است و بهعنوان مفسر فعالیت میکند، امتیاز مهمی نسبت به سایر گزینهها دارد: شناخت کامل از فضای باشگاه، رختکن و فشارهای اولدترافورد. او پیشتر نیز در شرایط بحرانی مشابه، هدایت یونایتد را بر عهده گرفته و در دوره نخست خود، طی ۱۶۸ بازی، آمار ۹۱ برد را ثبت کرده بود.
نکته قابل توجه اینکه سولسشر تنها سرمربی دائمی سالهای اخیر است که در بیانیه جداییاش، دعوتنامهای رسمی برای بازگشت به باشگاه دریافت کرد؛ نشانهای از جایگاه ویژه او در ساختار و فرهنگ منچستریونایتد.
گزینههای دیگر و نگاه به تابستان
در کنار سولسشر، نامهایی مانند مایکل کریک برای نقش موقت و الیور گلاسنر بهعنوان گزینه جدی سرمربی دائمی از تابستان آینده مطرح شدهاند. برنامهریزی مدیریت نشان میدهد پروژه بلندمدت یونایتد قرار است از ماه ژوئن کلید بخورد و تا آن زمان، باشگاه به دنبال عبور کمهزینه از فصل جاری است.
انتقال فشار از نیمکت به اتاقهای مدیریتی
همزمان با اخراج آموریم، تیغ انتقادات بهطور محسوسی از کادر فنی به سمت مدیریت اینئوس و ساختار ورزشی باشگاه چرخیده است. پل اسکولز با انتقاد صریح از خوشبینی مدیرانی چون جیسون ویلکاکس، تأکید کرده که فاصله یونایتد با یک تیم تراز اول، نه «چند خرید»، بلکه «چند فصل بازسازی واقعی» است. این دیدگاه با حمایت چهرههایی مانند نیکی بات نیز همراه شده و مشروعیت تصمیمگیریهای مدیریتی را زیر سؤال برده است.
جمعبندی
منچستریونایتد بار دیگر در نقطهای ایستاده که تصمیمهای کوتاهمدت و بلندمدت آن، مسیر سالهای آینده باشگاه را تعیین خواهد کرد. اخراج آموریم شاید پایان یک پروژه ناموفق بود، اما پرسش اصلی هنوز پابرجاست:
آیا بازگشت چهرهای آشنا مانند سولسشر میتواند صرفا مُسکنی موقت باشد، یا فرصتی برای خرید زمان تا اصلاحات عمیقتر در ساختار مدیریتی اولدترافورد؟